امام رضا ع

امام رضا ع

دهمين معصوم و هشتمين امام شيعيان حضرت على بن موسى (ع ) ملقب به (رضا) مى باشد.
حضرت رضا (ع ) در روز يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى در مدينه چشم به جهان گشود. مادر بزرگوارش (تكتم ) بود كه او را (نجمه ) نيز مى ناميدند.
پس از شهادت امام هفتم ، حضرت موسى بن جعفر (ع ) در زندان بغداد، به امر خدا و معرفى پدران بزرگوارش در سن 35 سالگى عهده دار مقام امامت و رهبرى مسلمانان و نگهبانى و نشر معارف و حقايق اسلام گرديد.
حضرت ابوالحسن الرضا (ع ) در آغاز امامت با هارون الرشيد و پس از وى با پسرش امين و سرانجام با ماءمون همزمان بود.
محل اقامت آن حضرت مدينه بود و از آنجا به عراق و ايران آمد.
دوران امامت آن حضرت مجموعا 20 سال بود كه ده سال اول مقارن خلافت هارون و 5 سال بعد با خلافت امين و 5 سال آخر با دوره خلافت ماءمون در خراسان سپرى شد، و سال شهادت حضرت رضا (ع ) 203 هجرى بوده است ، بنابراين عمر شريف آن حضرت 55 سال مى باشد.
پس از مرگ هارون ، بين دو پسرش امين و ماءمون اختلافات شديدى بروز كرد، كه سرانجام با جنگهاى خونين و كشته شدن امين اختلاف به آرامش ‍ ظاهرى انجاميد، و ماءمون توانست به قدرت برسد و زمام حكومت كشورهاى اسلامى را به دست گيرد.
خلفاى عباسى نسبت به آل على (ع ) يعنى سادات علوى رفتارى بسيار خصمانه داشتند. قيامهاى پى در پى سادات علوى دستگاه خلافت را در چند گاه يكبار به نوعى تهديد مى كرد، اگر چه امامان بزرگوار و جانشينان حقيقى پيامبر مكرم اسلام با اين نوع قيامهاى خونين همراهى نمى كردند، امّا دستگاه فاسد خلافت كه بساط اشرافى هزار و يكشب و بسيار تجملى گسترده بودند، و در خوش گذرانى غوطه ور بودند، با اين قيامها دچار تزلزل و وحشت مى گرديدند. پيروان ائمه اطهار (ع ) كه عده شان در آن زمان رو به افزونى گذاشته بود، از دستگاه اشرافى عباسيان روى گردان و بيزار بودند و اطاعت از ائمه اطهار (ع ) را واجب و لازم مى دانستند. بيدادگرى هارون و ديگر خلفاى عباسى نيز موجب شده بود كه ايرانيان ميل قلبى عميقى نسبت به آل على (ع ) پيدا كنند.
از جمله ستمگريهاى خاندان عباسى يكى آن بود كه هارون به والى (فرماندار) خود حميد پسر قحطبه اختيار كامل داده بود، طرفداران شيعه و پيروان آل على (ع ) را هر جا پيدا كنند به قتل برسانند. همين والى ستمگر بى رحم در يك شب 60 هزار از افراد محترم و بيگناه شيعه را كه در زندان بسر مى بردند سر بريد و اجساد آنها را در چاه افكند.(92)
و نيز همين حميد بن قحطبه عبداللّه افطس برادر حضرت رضا (ع ) را در زمان هارون به زندان انداخت ، و پسرش يحيى را با آنكه به ظاهر امان داده بود دستور داد هر روز صد تازيانه بزنند، و سرانجام يحيى نوه موسى بن جعفر (ع ) را از گرسنگى كشتند و بدنش را زير پايه ساختمان نهادند. (93) اين كارها باعث افزايش نفرت مردم از دستگاه خلافت عباسى شد.
اگر چه در ابتدا گمان مى رفت ، كه عباسيان در ترويج دين اسلام و محبت و دوستى با فرزندان على (ع ) كه بنى اعمام و خويشان آنها بودند كوشش ‍ كنند، امّا بتدريج و در عمل ، سادگى زندگى پيامبر اكرم (ص ) و خلفاى اوليه و برابرى و برادرى و عدالت و اعتقاد به تقوا و فضيلت و روز رستاخيز در حكومت عباسيان مانند عهد امويان ، دستخوش فراموشى و زوال شد، و همان اعتقادات زمان جاهلى و اشراف منشى هاى دوران جاهليت در زير نقاب مسلمان نمايى دوباره زنده شد. تقوا و علم و فضيلت جاى خود را به فخر فروشى هاى قومى و زندگى شاهانه داد. در نتيجه ، ائمه بزرگوار كه قدم جاى قدم رسول اللّه (ص ) و اجداد طاهرين خود مى گذاشتند، و در همه موارد طرفدار عدالت و حق محض و تحقق آرمانهاى اسلامى در جامعه بودند، تحت زجر و آزار و زير نظر جاسوسان و حكام ستمكار خلفاى ظاهر فريب اموى و عباسى بسر مى بردند. داشتن تقوا و علم و فضيلت براى پيشوايان بزرگوار ما گناه به حساب مى آمد و مورد حسد و كينه خلفاى عباسى قرار مى گرفت .
چرا حضرت رضا عليه السلام به خراسان دعوت شدند؟ 
پس از آنكه امين شكست خورد و به قتل رسيد، ميدان براى خلافت و فرمانروايى ماءمون - به كمك طرفداران ايرانى اش - آماده شد. در زمان هارون ، ماءمون كه پس از امين برادرش ، مى بايست به خلافت برسد، والى خراسان شده بود. وقتى امين از ميدان خلافت رانده شد و ماءمون بر خلافت اسلامى تسلط پيدا كرد، و مركز خلافت را از بغداد به مرو منتقل نمود.
ماءمون براى اينكه به دربار خود حشمت و موقعيت علمى بدهد، و از سوى ديگر نارضايتى طرفداران آل على (ع ) كم كند و جبران ستمگريهاى گذشته را بنمايد، به فكر افتاد حضرت رضا عليه السلام را از مدينه به مرو دعوت نمايد. ماءمون پس از مشورت با اطرافيان خود، مخصوصا فضل بن سهل كه امور كشورى و لشكرى را در دست داشت و مردى باهوش و استعداد بود، با اصرار و پافشارى از حضرت رضا عليه السلام خواست از مدينه به خراسان بيايند. نظر ماءمون با اين دعوت استوارى پايگاه قدرت خود و شايد با كشاندن حضرت رضا (ع ) به دستگاه حكومت وقت تضعيف موقعيت امام عليه السلام بود. ماءمون خود مردى دانشمند و زيرك بود و بيش از همه به دانش وسيع و تقوا و فضيلت امام رضا عليه السلام آگاهى داشت . فضل بن سهل نيز قدرت معنوى امام عليه السلام را مى دانست و آگاه بود كه آوازه دانش و پاكى و صفاى فرزند پيامبر (ص ) به سراسر جهان رسيده و زمينه روحى مردم براى قبول رهبرى امام (ع ) به حد كافى و مساعد فراهم شده است .
پس از تصميم بر دعوت از آن حضرت ، ماءمون (رجاء بن ابى ضحاك ) را با برخى از درباريان مورد اعتماد خود به مدينه گسيل داشت ، تا حضرت رضا (ع ) را به سفر خراسان وادار نمايد. ابتدا حضرت رضا (ع ) دعوت آنان را قبول نفرمود، تا به آنها و مردم بفهماند كه دستگاه حكومت در دعوت از آن حضرت ، چه مقاصد پنهان و آشكارى دارد. عاقبت ، پس از اصرار فراوان ؛ حضرت رضا (ع ) قبول فرمود كه از طريق مكه و عراق به سوى خراسان روان گردد. حضرت رضا (ع ) در مدينه با قبر منوّر جدّ بزرگوارش ‍ رسول اكرم (ص ) و همه اعضاى خانواده و حتى تنها فرزند عزيز و جانشين گرامى اش حضرت امام محمّد تقى جواد عليه السلام وداع فرمود، و داعى سوزناك و شكيب سوز.
موكب و محمل و هودجهاى مجلل كه به دستور دستگاه خلافت فراهم شده و همراهان آن حضرت كه والى مدينه و بزرگان قوم بودند تا بصره با شكوه و عظمت چشمگيرى براه افتادند. ماءمون كه كشتن امين و آوردن سر برادرش را به پايتخت و بر پا كردن جشن و سرور جايزه دادن را مقصد و مقصود خود قرار داده بود، چگونه مى توانست از خلافت چشم بپوشد و آنرا به آل على (ع ) واگذار نمايد؟ اين امر باور كردنى نبود. امّا آنچه در تجليل و بزرگداشت حضرت رضا عليه السلام ظاهرا انجام مى داد، وسيله اى براى قدرت و شوكت بخشيدن به خلافتش و كارها و نقشه هايى بود كه به دستور (فضل بن سهل ) وزير با سياستش انجام مى داد.
بارى ، امام هشتم (ع ) از طريق بصره ، خرمشهر و اهواز و اراك و قم و رى و نيشابور در دهم شوال سال 201 هجرى به مرو ورود فرمود.
مردم اين شهرها مقدم يگانه يادگار رسول خدا (ص ) را از هر جهت گرامى و مغتنم مى دانستند و از فرصت با ارزشى كه پيش آمده بود براى حل مشكلات دينى و دنيايى خود از آن حضرت كمك مى خواستند.

حديث (( (سلسلة الذهب ) - )) در نيشابور (94) 
مردم نيشابور مشتاق زيارت حضرت رضا (ع ) بودند. از حضرت تقاضا كردند اندكى توقف فرمايد تا چهره جذاب و متين آن يادگار رسول را ببينند. امام (ع ) در حالى كه لباس ساده اى بر تن داشت ، در برابر مردم قرار گرفت . مردم در ديدن آن حضرت بى تابانه فرياد شوق برداشتند. دو نفر از حافظان حديث بنام ابوذرعه و محمّد بن اسلم مردم را به سكوت دعوت مى كردند و كلمات درربار آن حضرت را براى مردم - با صداى بلند - بيان مى فرمودند. حضرت رضا عليه السلام حديثى را كه مربوط به (توحيد و يگانگى ذات حق ) است بدين سان بيان فرمود:
(((كلمة لا اله الا اللّه حصنى فمن قالها دخل حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى ))) يعنى (كلمه طيبه (( لا اله الا اللّه ))) دژ استوار من است ، هر كس آن را بگويد در اين دژ استوار داخل مى شود، و اگر در آن وارد شد از عذاب روز رستاخيز در امان خواهد بود. (و سپس ‍ هنگامى كه موكب آن حضرت مى خواست به راه افتد، براى تكميل اين سخن والا و ارزنده سر از هودج و كجاوه بيرون آورد.
مردم همه متوجه شدند كه امام (ع ) قصد بيان مطلبى فرموده است .
ديگر بار سكوت بر همه جا حكمفرما شد. امام (ع ) بدنبال حديث افزود:
(((و لكن بشرطها و انا من شروطها). ))
يعنى : و امّا به شرط و شروطش (و با اشاره به خود فرمود:) و من از شروط آن هستم .
منظور امام از بيان حديث قدسى (95) سه نكته بود:
اول آنكه با نقل نام پدران و اجداد خود كه هر كدام از ديگرى حديث را روايت كرده اند تا به پيغمبر اكرم (ص ) و اينكه آن حضرت از طريق جبرئيل امين از مقام ربوبى ، اين حديث را شنيده است پدران بزرگوار خود را كه همه امامان شيعه و خلفاى واقعى حق اند به مردم باز گفت و آنها را به ياد مردم آورد.
دوم آنكه ، موضوع يگانه پرستى و خدا پرستى را كه پايه همه اعتقادات است به ياد مردم آورد كه گول طاغوتهاى زمان و زورمندان طاغوت صفت نخورند.
سوم آنكه ، يگانه پرستى واقعى و خالى از شرك و روى و ريا مستلزم و همراه (ولايت ) اهل بيت (ع ) است و تا رهبرى عادلانه در جامعه مسلمانان برقرار نشود، بتها و بت نماها و طاغوتها نخواهند گذاشت توحيد در مسير درست قرار گيرد.
در تاريخ آمده است كه : هنگام نوشتن اين حديث مردم مشتاق آن چنان آمادگى داشتند كه 24 هزار قلمدان در اختيار گرفته بودند، تا در نوشتن كلمات گهربار فرزند پيغمبر (ص ) بكار گيرند.(96)
در مرو 
هنگام ورود موكب حضرت رضا (ع ) به مرو، ماءمون و فضل بن سهل و عده زيادى از بزرگان دربارى و حكومتى تا چند فرسنگ به استقبال امام (ع ) رفتند. پس از چند روز ماءمون مقصد خود را - كه واگذارى خلافت به حضرت رضا (ع ) بود - با آن حضرت در ميان گذاشت تا به خيال خود با يك تير دو نشانه را هدف سازد: هم قيامهاى علويان را عليه دستگاه حكومت از بين ببرد يا از آن بكاهد و هم با وارد كردن حضرت رضا (ع ) به دستگاه حكومتى كه هميشه مورد انتقاد و بد گويى آل على (ع ) بود و كارگردانان حكومت را ناپاك و آلوده مى دانستند، از وجهه معنوى و تقوايى امام (ع ) بكاهد. و با اين نقشه همبستگى مذهبى علويان و شيعيان آل على (ع ) را از بين ببرد، تا ديگر خطرى دستگاه خلافت را تهديد ننمايد. بعد ماءمون و دار و دسته اش با خيال راحت به حكمرانى خود ادامه خواهند داد.
ولى حضرت رضا (ع ) - بر خلاف انتظار ماءمون و فضل بن سهل و دنيا پرستان متملق - از پذيرفتن اين پيشنهاد امتناع فرمود.
حضرت رضا (ع ) از دستگاه فاسد و نابسامان خلفاى عباسى و از بخشش هاى فراوان و افراطهايى كه از نيم قرن پيش در دستگاه اشرافى عباسيان آغاز شده بود و به عنوان (حق السكوت ) به اين و آن داده مى شد و انحراف محور حكومت از مسير حق و حقيقت ، در زير نقاب مسلمان نمايى و ديندارى و سپردن كارهاى مهم اسلامى و حكومتى به دست افراد فاسد و زراندوز و رياكار كاملا آگاه بود، چنين وضع نابسامانى را چگونه ولى حق و امام معصوم مى توانست تحمل كند؟
امام (ع ) وقتى زمام حكومت را به دست مى گيرد كه بتواند دست ستمگرى را از سر مظلومى كوتاه كند و ستمديده اى را به حقش برساند، حق را به حقدار باز پس دهد و الاّ بايد حكومت و خلافت را رها سازد.
ولايت عهدى 
وقتى ماءمون از پذيرفتن خلافت بوسيله امام (ع ) نااميد شد، با مشاوران خود طرح ديگرى انداخت تا بتواند كارهاى خوب و بدش را با رضايت ضمنى امام رضا (ع ) جنبه اسلامى و بر حق بدهد و مردم را اغفال نمايد. چه كند؟ خوب است از امام (ع ) بخواهد كه ولايت عهدى ماءمون را بپذيرند و البته بعد از ماءمون زمامدار امور مسلمين شوند. امّا امام (ع ) به اين پيشنهاد رضا نمى دهد. چه بايد كرد؟ ناچار ماءمون با اصرار زياد حضرت رضا (ع ) را به قبول ولايت عهدى وادار مى كند. حضرت رضا (ع ) با اين شرط كه در عزل و نصب و ديگر كارهاى حكومتى دخالتى نفرمايد و اين قبيل امور را به حاكمان و زمامداران حكومتى واگذار نمايد ولايت عهدى را مى پذيرند.
ماءمون (نوشته اى ) به خط و مهر خود در نهم رمضانسال 201 هجرى نوشت و در آن حضرت رضا (ع ) را به عنوان مظهر پاكى ، تقوا، دانش وپاكدامنى معرفى كرد، و بعد نوشت كه تمام مسلمانان بايد بيعت خود را ابتدا با اميرالمؤمنين ( ماءمون ) و سپس با على بن موسى (ع ) استوار سازند.
حضرت رضا (ع ) در پشت آن نوشته با خط خود مطالبى بدين شرح نوشت : (ستايش خاى جهان را كه آنچه بخواهد مى كند و قضا و حكم او را رد كننده اى نيست . او از خيانت چشمها و اسرار پنهانى سينه ها آگاه است و درود خدا بر محمّد (ص ) كه آخرين پيامبرش مى باشد، و بر آل او كه پاكان و نيكانند.)
سپس در روز دهم ماه رمضان سال 201 ه‍ همه بزرگان كشورى و لكشرى دست بيعت به آن حضرت دادند. از اين موقع دستور داده شد كه لباس سياه كه شعار عباسيان است به لباس سبز و شعار سبز كه شعار آل على (ع ) و سادات علوى است مبدل شود.
نتيجه انتقال خلافت و گرايش آن به علويان 
حسودان و دنيا پرستانى كه در گوشه و كنار امپراطورى اسلامى بودند و دستهاشان تا مرفق به خود بى گناهان رنگين بود و زندگانى اشرافى و اعيانى داشتند از اين امر ناراضى شدند. اينها بخوبى مى دانستند كه حضرت رضا (ع ) نمى تواند ظلم و ستم را يك لحظه تحمل كند. اين على (ع ) فرزند همان على (ع ) است كه دنيا و خلافت دنيا در نظرش ارزشى ندارد، و اگر حكومت را مى پذيرد تنها به عنوان وسيله اى براى اجراى عدالت و احقاق حق و خدمت به اجتماع و مردم ستمديده است و بس .
بنابراين با چنين روش قاطع و انحراف ناپذير نمى توانستند عاشقان زرق و برق دنيا و خفاش صفتان متملق چرب زبان را راضى نگهدارند. ماءمون و وزيرش و اطرافيانش از همان آغاز، در صدد بر آمدند قبولى ولايت عهدى را از سوى حضرت رضا (ع ) نقطه ضعفى جلوه دهند و به مردم بقبولانند كه امام (ع ) شيفته دنيا و مقام ظاهرى دنيا شده است ، هيهات ! چقدر اين شيوه تفكر از هدف عالى امام (ع ) بدور است ؟
بارى ، آفتاب حقيقت زير ابر نمى ماند: سادگى و بى آلايشى رفتار و كردار على بن موسى الرضا (ع ) و علم و دانش وسيع و تقواى راستين آن حضرت ، پرتو افشانى آغاز كرد، و بزودى همه و همه به حقانيت امام معصوم و وسعت دانش آن حضرت پى بردند. جلسات بحث و مناظره كه در حضور ماءمون و امثال يحيى بن اكثم فقيه بزرگ دربار و كسان ديگرى كه دم از علم و اطلاع مى زدند؛ تشكيل مى شد؛ آفتاب حقيقت ولايت و امامت را روشن كرد. همگان ، حتى پيشوايان اديان ديگر، به درجه دانش و بصيرت امام (ع ) پى بردند و دانستند كه در مقابل عالم آل محمّد (ص ) قدرت سخن گفتن و اظهار نظر ندارند. اين بود كه چاره اى جز تعظيم و تسليم در برابر امام (ع ) نداشتند. بناچار تلاش دشمن در اين مورد نيز، نه تنها به نتيجه اى نرسيد؛ بلكه نتيجه معكوس داد.
ماءمون كه خود درس خوانده و دانشمند بود كاملا به عظمت علمى و روحى امام (ع ) پى برده بود، امّا بر افكار و اسرار پنهانى خود ظاهرا سر پوش ‍ مى نهاد، و تظاهر به محبت و ارادت مى كرد.
در عيد فطر سال 202 هجرى ، ماءمون از امام رضا عليه السلام با اصرار خواست كه نماز عيد فطر را براى مسلمانان اقامه فرمايد. در ابتدا امام (ع ) از اين كار هم سر باز زد تا ماءمون و اطرافيان و مردم بدانند كه امام (ع ) نمى تواند و نمى خواهد آلت اجراى مقاصد حكومت باشد. علاوه بر اين ، امام (ع ) نمى خواست اجرا كننده تشريفات ظاهرى دين باشد در حالى كه خانه دين از پاى بست ويران است . ماءمون و اطرافيان و مردم اصرار كردند، عاقبت امام (ع ) اين پيشنهاد را قبول فرمود با اين شرط:
(من حاضرم نماز عيد فطر را برگزار كنم منتهى با همان سنتى كه جدم رسول خدا (ص ) آنرا در زمان خود اجرا مى فرموده است ). مردم بسيار كنجكاو شدند تا شيوه پيامبر اكرم (ص ) بجاى تشريفات ظاهرى دربار اجرا گردد. ماءمون دستور داد كه همه درباريان با كبكبه و جلال و شكوه لباسهاى فاخر خود را بپوشند و بر اسبهاى زرين لگام سوار شوند و در ركاب امام (ع ) در نماز عيد فطر شركت نمايند.
امّا، حضرت رضا عليه السلام به روش جد بزرگوارش غسل كرد و پيراهنى سپيد و ساده كه از پنبه بافته شده بود، پوشيد. عمامه اى سفيد بر سر بست و دو طرف آن را از روى سينه و پشت رها كرد. خود را، خوشبو ساخت . دامن پيراهن به كمر زد. با پاى برهنه به راه افتاد وقتى به فضاى باز رسيد، سر بسوى آسمان بلند كرد و با صداى رسا گفت : (( اللّه اكبر، اللّه اكبر. ))
مردم وقتى صداى امام (ع ) را شنيدند با شكوهى خبره كننده همه : (( اللّه اكبر، )) گفتند. و تكرار كردند لشكريان و كشوريان و درباريان نيز تحت تاءثير روحانيت و جذابيت معنوى امام (ع ) قرار گرفتند. از اسبها پياده شدند. پاها را از چكمه ها در آوردند با پاى پياده به دنبال امام (ع ) راه افتادند. بر تعداد جمعيت دقيقه به دقيقه افزوده مى شد. صداى ملكوتى امام و ديگران در فضاى باز، طنين انداز بود. سيل جمعيت به سوى بيابان در حركت بود. وضع عجيبى بود. جريان را به ماءمون گزارش دادند. ماءمون دچار وحشت شد. فكر كرد اگر بگذارد كه امام (ع ) با همين وضع به صحرا برود و سپس دو خطبه غرّا و مهم ايراد فرمايد، بيقين سخنان آتشين و از دل برخاسته امام (ع ) بر دلها خواهد نشست و زلزله بر اركان حكومتش خواهد افتاد. بايد دست به كار شد؛ زيرا احتمال دارد سخنان مؤ ثر امام منتهى به انقلابى در دستگاه حكومت شود. بدين جهت ، در نيمه راه ، به امام (ع ) پيام فرستاد كه نماز گزاردن بدين صورت براى شما ايجاد زحمتى خواهد كرد. امام (ع ) از نيمه راه برگشت و فرد ديگرى ماءمور شد بجاى آن حضرت نماز عيد فطر را برگزار نمايد. بيقين اين كار چقدر به بدبينى مردم نسبت به دستگاه سلطنت ماءمون كمك كرده ، و ماهيت دستگاه حكومت را برملا نموده است ، خدا مى داند.
آخرين دسيسه و نيرنگها 
عده اى كه شيوه عادلانه و عالمانه حضرت رضا (ع ) را در جهت زيان مادى خود مى ديدند، دست به كار توطئه شدند تا هم حضرت رضا (ع ) و هم ماءمون و هم فضل بن سهل را از ميان بردارند. ابتدا فضل بن سهل را در حمام معروف سرخس قطعه قطعه كردند. ماءمون براى اينكه خود را بى تقصير نشان دهد و تبرئه كند در صدد قتل حضرت رضا (ع ) برآمد و آن امام بزرگوار را - كه خود به خراسان دعوت كرده بود، مسموم و شهيد كرد.
شگفت اين بود كه ماءمون و دستگاه خلافتش كوشش مى كرد شهادت حضرت رضا (ع ) را مرگ طبيعى جلوه دهد. از اين پيشامد ناگوار اظهار تاءسف بسيار مى كرد و اين امر هم بخاطر وحشتى بود كه از طرفداران آن حضرت و خاندان علوى داشت .
محل دفن حضرت رضا عليه السلام 
مى دانيم كه هارون الرشيد پدر ماءمون در سفرى كه آخر عمرش براى دفع شورشى از سوى مردم ستمديده به خراسان آمد؛ بيمار شد و چندى بعد جان سپرد و در باغ حميد بن قحطبه به خاك سپرده شد.
وقتى حضرت رضا (ع ) با زهر جانگداز ماءمون شهيد گرديد، دستور داد آن حضرت را در كنار پدرش هارون دفن كنند. در آن موقع باغ حميد در محلى بنام سناباد واقع بود كه بعد از شهادت حضرت رضا عليه السلام به مشهد الرضا و بعدها به مشهد شهرت يافت . مدفن آن حضرت از همان آغاز دفن (در سال 203 هجرى ) محل ظهور فيوضات و بركات الهى و زيارتگاه شيعيان و مزار اهل اخلاص و ايمان گرديد، و بتدريج به جايى رسيد كه جلال و شكوه آستان قدس ، همه مظاهر ديگر را تحت الشعاع خود قرار داد.
آثار و كلمات حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام 
همانطور كه اشاره كرديم ، حضرت رضا (ع ) بارها با پيشوايان ساير اديان زردشتى ، كليمى ، مسيحى و حتى دهريها و ماديها بحث و مناظره مى فرمود خوشبختانه آن مناظرات و مباحثات تحت عنوان (احتجاجات ) در كتابهاى معتبر ثبت شده و به دست ما رسيده است .
احاديث و اخبار و كلمات گرانمايه آن حضرت در كتابهاى (((عيون اخبار الرضا))) بوسيله شيخ صدوق در قرن چهارم هجرى و (((علل الشرايع ))) و (((تحف العقول ))) و كتابهاى ديگر معتبر بر جاى مانده و روشنى بخش جهان اسلام و تشيع است .
از كلمات حضرت رضا عليه السلام 
1 - دوست هر كس عقل اوست و نادانى اش دشمن اوست .
2 - اظهار دوستى با مردم نصف عقل است .
3 - هر كسى كه از نعمتى برخوردار است بر او واجب است كه در زندگى افراد خانواده خود گشايشى فراهم كند.
4 - از حضرت رضا عليه السلام درباره توكل پرسيدند، فرمود: توكل اين است كه جز از خدا از ديگر كسى نترسى .
5 - كمك تو به ناتوان بهتر از صدقه دادن است .
6 - سزاوار است مردم در مورد افراد عائله خود تسهيلات لازم را فراهم نمايند و رفتار آنان طورى نباشد كه اعضاى خانواده آرزومند مرگ سرپرست خود باشند.
7 - بكوشيد اوقات شبانه روزتان به چهار بخش تقسيم شود: قسمتى مخصوص عبادت و راز و نياز با پروردگار - ساعتى براى تاءمين امور زندگى - بخشى خاص معاشرت با دوستان مورد اعتمادى كه عيبهايتان را به شما باز گويند و در دوستى خالص باشند. ساعاتى را هم به استراحت و بهره مندى از تفريحات سالم و لذتهاى مشروع بگذرانيد؛ چه استفاده مطلوب از اين قسمت شما را بر انجام دادن آن سه بخش ديگر توانايى خواهد بخشيد.
8 - در بر آوردن نيازمنديهاى افراد با ايمان و شادمان ساختن و دفع و رفع ناگواريهايشان نهايت كوشش را بكار بريد و بدانيد كه هيچ عملى نزد پروردگار متعال ، بعد از انجام دادن فرائض و واجبات ، بهتر از شادمان كردن افراد مؤ من نيست .
9 - خبر و خوبى را نسبت به هر اهل و نااهلى روا دار؛ اگر كسى در خور و شايسته آن خوبى بود كه بود، اگر نبود تو خود لايق و سزاوار آنى .
10 - هيچ پرهيزگار مفيدتر از دورى كردن از محرمات (چيزهاى حرام ) و خوددارى از آزار رساندن به افراد مؤ من نيست .

بچه هیئتی

نظرات کاربران

  • محسن:
    ۱۳۹۶/۵/۱۲۱۵:۴۳:۳۷

    لطفا از کربلایی حسین رستمی هم نشر بدهید

    پاسخ
  • رضا:
    ۱۳۹۶/۵/۱۲۱۵:۴۳:۳۷

    یا امام رضا ع یا امام رضا ع

    پاسخ
  • حسین:
    ۱۳۹۶/۵/۱۲۱۵:۴۳:۳۷

    یا رضا ع

    پاسخ
  • مهدی مقدم:
    ۱۳۹۶/۵/۱۲۱۵:۴۳:۳۷

    یا علی بن موسی الرضا

    پاسخ
  • عماد:
    ۱۳۹۶/۵/۱۲۱۵:۴۳:۳۷

    یا امام رضا ع

    پاسخ
  • عماد:
    ۱۳۹۶/۵/۱۲۱۵:۴۳:۳۷

    یا امام رضا ع

    پاسخ
  • معین:
    ۱۳۹۶/۵/۱۲۱۵:۴۳:۳۷

    یا امام رضا ع

    پاسخ
  • رضا از کرج:
    ۱۳۹۶/۵/۱۲۱۵:۴۳:۳۷

    ممنون از اطلاعات مفیدتون

    پاسخ

گذاشتن نظر